تبليغاتX
vasiqology
چند تا سفید سیاهه؟
آهای معلم بد
چقد جریمه باید؟


+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

جواد ترین کار دنیا

/vasiq/newposter/TODAYIINTROUDUCETOMYSELFBEHZADVASIQVASIGH.

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

poster/ khamooshi - BEHZAD VASIQ -behzad vasiq   خاموشي بهزاد وثيق
+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

دیروز به گونه ای معجزه آسا آرش، مهدی، مهزیار و چند عدد دیگر به ملاقات حضرت ما آمدند. بر آنان تا توان بود تفقد گردید.
یک حقیر فرمود چه حاجت به بلاگ آنگاه .......به افلاک رسیده است. زبان ما را خاموشی در ربود. باشد که خداوند از درگاه کریمش صداقتی بر ما ارزانی دارد. ما را شاکر عادلی خود کند. و ما را از جنگ منگ ننماید.

 

/WAR medium VASIq

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

این پست پست باحالیست؟ چرا؟ چون وسط یه امتحان اومدم بیرون و دارم می نویسم. یک پست چریکی تمام عیار. باید زود هم برم اگه تونستم میام ادیت می کنم.
       ANTITELIVISION behzad vasiq blogfa بهزاد وثيق
+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

این ایده رو مهزیار کاظمی بعد از اون جملات گهربار در ساعت ۱۱ شب گفت. از این گونه انسانی ممنوم.

اما نتیجه کار خوب نبود لذا این دفعه پخش نمی شه. دوستان ایمیل بدن ایمیلی تقدیم کنیم.

شماره دوستانی که اعلام آمادگی کردن:
۱- محمد زینلی: 09133926041

 

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

BEHZAD VASIQ behzad vasiq  بهزاد وثيق  vasiqology modernite irani persian modernite iranian
+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

   
+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

دلم بدجوری واسازیده!
بالاخره سفارش یک کار درست حسابی دادن. ۱۴پوستر برای همایش مطالعات فرهنگی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه. پوستر کل و پوستر اول با عنوان دین و مطالعات فرهنگی رو انجام دادم. کلی هم اتود با احمدرضا کشتکار و چند تا از بچه ها برای پوستر های محسن نامجو و خوانش لباس و ... زدیم. اما نتیجه این شد که بعد از تحویل کارها یهو زنگ زدن که پوسترها ایراد داره. چرا؟ هیچوقت معلوم نشد و من هم پیشو نگرفتم. فقط این عبارت تکرار میشه:ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد ،ایراد
 

۲) عید نوروز سر سفره نبودم در اتاق مشغول بودم به ابلوموف و مجلات و کتابای معماری. اما تهران خاموش سوم فروردین هزار مار پیتون رو می زائید. برای خوردن گوشت و خون زنده ها و مرده های جنوب شهر.

 

یک روز بهاری

 

یک روز بهاری در تهران، بهزاد وثیق، VASIQ.BLOGFA.COM. VASIQ. VASIGH

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

می خوام در مورد رسانه بنویسم. رسانه یعنی چی؟ تلویزیونُ رادیو ُ اینترنت، واقعن مفهوم رسانه چيه. برام بنويسيد.

نقش رسانه چيه؟
شما در مورد رسانه چه مولفه هائي رو شاخص ميدونيد؟
ارتباط شما با رسانه چه طوريه؟
رسانه لزوماً يه محصول در خدمت قدرته؟
هنرهاي ديگه به جز  توليدات شنيداري و ويدئويي رسانه محسوب مي شن؟

خب اين نظر من بود از نظرات شما هم ممنونم. از آقاي تكين و آرش و خانوم خيرانديش هم به طور ويژه تشكر خودم رو ابراز مي نمايانم.

  WE ARE LIVINING IN AMERICA   - RAMMESTIEN-VASIQ-VASIGH-  وثيق بهزاد

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

از جمادی مردم و آدم شدم.

 وثیق بهزاد تنهایی lonliness vasiq vasigh

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

سربازی یکی از خاطرات پیرمردهای پارک نشین و جوانان دم بخته. اما برای من یاد کسانی که الان تو سربازی هستن و از خونواده هاشون دورن معنی ملموس تری از سربازی رو القاء می کنه.
سربازی صرفاً خدمت نظام وظیفه نیست و تو هر قاموسی معنائی داره.
معافیت به انواع لطائف الحیل. منتظر موندن برای پیر شدن پدر به لطف اونکه تو معاف می شی و گاهی بلاهای دیگه ای که برای معاف شدن سر خودت میاری مثل لاغر شدن بیش از حد و یا چاقی مفرط و یا حتی ازدواج با دختری علیل که بعد از معافی اونو طلاق بدی و یا خودت رو یه جوری نقص عضو کنی از روش های آبرومندانه! ای هست که به گوش من می رسه و این وسط خود بخوان از این مجمل. واقعاً چرا سربازی اینقدر انسان رو از خودش و از شانش دور می کنه.اشکال از سیستم سربازیه؟ از حرفای بدی که پشت سرش می زنن؟ از توهمات بچه ها و سربازاست؟ از چیه؟

 منتظر نظراتتون در این مورد هستم.

 سربازی وثیق sarbazi vasiq vasigh

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

 

           aqualung vasiq vasigh 1740 وثيق بهزاد

          

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

در رو باز كرد و كلاهش رو از موهايي پر از خاك جدا كرد تا بعد از دو قدم اونو به چوب رخت روبروي آيينه برسونه. خانه تو ماه جوزا ساخته شده بود و شگون داشت، انگار هميشه تو خونه يك لامپ نئون قوي روشن بود و بوي تايد تازه اونقدر زياد بود كه شايد اينجوري فكر مي­كردي كه زني با آستين­هاي بالاكشيده از سرصبح تا حالا، خونه و اثاثيه اونو شسته. با­اين­حال جز پيرممد كسي سراغ خونه با اين همه قوس­جناغي به نما نمي­اومد و اون هم كه بعد از هفته­اي سروكله اش پيدا مي­شد دم ايوون مي­نشست تا قليوني چاق كنه و تا دم­غروب از كم­شدن شكار كوهستان­هاي نزديك ده حرف بزنه. هميشه اون بزهاي­كوهي رو پس از خطا رفتن برنوهاي مش­كاظم با سنگي بزرگ كه از فاصله­اي دور پرتاب كرده به زمين زده و مي­گفت كم­خرج­ترين شكارچي اين حوالي بوده. نگاه خيلي از صيدها رو هم يادشه. مي گفت يكي كه سنش رو كسي نتونست بگه راست به سنگي خيره شده آروم و بي­تشويش و انگار داشته با نگاهش مي­گفته:" پيرممد، پيرممد، دودل نباش، من بزكوهي بهشتم كه خدا براي قربوني پسر نداشته­ات فرستاده، نترس، بكش، پيرممد، بكش". و باز كه به اينجا مي­رسيد براي سنگي كه به شكم زن حامله­اش زده بود به خودش نفرين مي­كرد. هم زنش مرد هم بچه­اش. مش­كاظم شو انداخته بود كه بچه دختر بوده تا قطره­اي آب باشه روي جهنمي كه توي دل پيرممد گر گرفته بود. اما خودش مي­گفت پسر بود، اگه نبود بزكوهي اونجوري مطيع من نبود.

۲) امروز ۱۲ماه اول ساله.
۳)این کسی که الان می بینین پیرمرد جنبش چپ تو دنیاس! به قول معروف ای کاش این بابا قبل از اونکه مغزش سنگ شه و حضرت حق به تیر غیب اونو اریب کنه می مرد تا یه نیم چه آبرویی که برای چه بود می موند.
سیراماسترا اسم اون کوهیه که فیدل تو جوونیش از اون پائین اومد و کوبا بعد از اون یهو سرخ شد. روزهای خوب برای اونائی که دنبال یه چپ مبارز می گشتن اون هم با بوی باروت و فیدل و چه این شکلی بودن. بعد از پائین اومدن از کوه بود که فیدل رفت دستشوئی. ۱) خیلیا اعتقاد دارن که این کار برای یه کم فکر کردن توی یه جای آروم و بی مزاحمه ۲) خیلیای دیگه می گن که اون مقدمات دستشوئی های بزرگتر رو تو سرش پرورونده و با این دستشوئی رفتن زود هنگام خواسته آمادگی لازم رو برای آینده ای پر از دستشوئی به دست بیاره ۳) بعضی هم می گن که اون همینجوری و براساس نیازهای فیزیولوژیک و بیولوژیک دستشوئی رفته ۵) بعضی اعتقاد دارن یه پیغام مهم ازچه به اون رسیده بود و می خواست بدون اونکه کسی ببینه اونو بخونه و بعد ریزریزش کنه بندازه تو خلا ۶) یکی می فت ترس از کودتای زودهنگام که ریشه در تئوری فرویدیه (با فردید فرق داره) باعث شد تا اون به دستشویی فرار کنه اما بعد دید که اتفاقی نیافتاده به صحنه مبارزه برگشت ۷) چپ های جوان اعتقاد دارن که دستشوئی هم یه صحنه مبارزه اس با خصوصیات جغرافیایی، طبقاتی مختلف ولی با اندازه هائی همسان با پراگمای پریمیتیو ۸) آمریکائی ها هم اعتقاد دارن که دستشویی رفتن در هر حال کاری عادیه و روزمره اس و حق هر انسانیه که در مواقع حتی غیر لازم هعم به دستشوئی بره ۹) لنینیست ها معتقدن دستشوئی رفتن مثل تکامل روند تاریخی نیازمند اول غذاخوردن، بعد هضم و سپس دستشوئی رفتنه و چون فیدل در کوه های سیراماسترا چند روز بود غذائی نخورده بود، لذا در اصل دستشوئی رفتن فیدل شبهه وارد کردن ۱۰) مائویست ها هم تنها به این اکتفا کردن که این دستشوئی رفتن در خانه یک دهقان انجام شده و نه یک پرولتاریا لذا اصل ارجحیت مناسبات دهقانی بر تداوم ساخت پرولتری به روولوسیون معلوم می شه ۱۱) بن لادن با پای راست وارد شدن فیدل رو به خلا نشونه عدم اعتقاد اون به مذهب و در نتیجه صحه گذاشتن به جمله معروف مارکس" مذهب افیون توده هاست" می دونه ۱۲) شما هم نظرات کارشناسی خود را بنمایانید.
ممنان از همه برادران.

                وثیق - بهزاد - siramastra---VASIQ-VASIGH-VASIGOLOGY-FidelCastro

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

 ۱) پرده سبز رنگ با بادي كه از دم ظهر شروع شده بود تكون مي خورد. آرام و پرهياهو. مث شلاقي گسترده كه هوا را مي شكافت و به اسيري برهنه نامرئي ضربه مي زد. گاه كه غضبناك مي شد يك لاي خود را به ديوار مي داد و لاي ديگر رو مثل سيلي پرتاب مي كرد. بوي خاك هوا رو پركرده بود و اولين بار در دهمين طبقه آپارتمان روبروي پنجره رقصان و مستانه در هواي نيمه دودي 5 فروردين ماه خود را بي هواي تنبيه و توبيخ به اطراف مي­ چرخاند. مي­ ايستاد، فكري از ذهن تاروپوديش عبور مي كرد و دوباره كودكانه سر به دنبال پروانه هاي شيشه اي پنجره مي گذاشت.

كسي كنار درب غربي بيمارستان ساسان مويه مي كرد. كسي مرده بود و يا پولي بابت هزينه بيماري نداشت. ماشينها، عابرها و كاركنان آبي پوش آرام مي گذشتند تا مبادا التماس مايوسانه او را به هم بريزند. مرده را آوردند. بر تخت سفيد و آهنين. باد مي غريد و صداي دف دف آن پرده را آرام آرام گرم مي كرد. خون پريدن در رگهاي پرده مي دويد. خون با فشار از پاها بالا مي رفت و با هر ضربه باد بر پنجره، پرده چرخي مي خورد. خون روشن و رقيق خود را  به بالا  كشيد. هوا پر بود از صداي دف و گريه و خاك. خون در لايه هاي باقي مانده بر مغز پرده مشت مي كوباند. پرده آرام از دار خود پايين آمد نگاهي به برآمدگي بام كرد و به پائين سر خورد. در دستان باد باز مي شد و دوباره به تندي سري مي چرخاند و  به خود مي پيچيد.  حالا مرده دو روپوش داشت. روپوش سفيد ساسان و پرده اتاق من.

باد مدتي است كه رفته و نسيم جاي آن را گرفته است. تاسيساتي دانشگاه به جاي خالي پرده، پرده ديگر گذاشته و كركره ها را محكم به سقف و بغل پيچ كرد.

۲) الان ایام تعطیلاته. یعنی بعضی ها روزهاشون رو تعطیل کردن و بعضی هم عقلشونو.

۳) مدتیه از رفقا خبری ندارم. دنبال یه صحبت گرم و مردونه ام.

۴)عرض کرده بودم در مورد انقلاب می خوام بنویسم. ام ننوشتم ولی کشیدم.

   revolution vasiq vasigh وثیق.jpg

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

 امسال رو سال ابتکار و نوآوری نامگذاری شده. خب من و شما برای این سال چه میتونیم بکنیم.
۱)دادن حوزه عمل و حمایت ویژه از محققین کارآفرین ها و نوآروان(چه بودجه مالی و چه حمایت معنوی)
۲)امکان دهی به علاقمندان در جهت شارش اطلاعاتی و بروز بودن اطلاعات در این زمینه
۳) حذف تشکیلات موازی در زمینه مراکز علمی و معیار علمی بودن برای یک سازمان و مرکز آموزشی
۴) پیش بینی های لازم در زمینه قانونگذاری ها در مجلس و اجرای محکم آن از سوی دولت
۵) استحکام بخشی به زیربناهای علمی وتحقیقاتی و تمرکز بر روی دانش آموزان به عنوان سازندگان فردای علمی کشور
۶)توان بخشی به سیستم های علمی و نوآوری در روند های آموزشی در دوره های تحصیلی افراد
۷)اداره دانشگاه ها از زاویه کاملاْ علمی وفارغ شدن آن از حواشی هزینه ساز
۹) امکان دادن به محققان در ورود به صنعت و استفاده صنعت از محصولات و اندیشه های تولیدی و نوآور آنان
۱۰)ترسیم خطوط هدف و چشم انداز منطقی در زمینه دست یابی های علمی کشور منطبق بر نیازهای امروز و آینده

مشتاق دیدن پیشنهادات شما در این زمینه هستم. ÷ست بعدی رو می خوام در مورد انقلاب بنویسم از الان نوشته های شما را چشم در راهم شباهنگام. در این بخش از برنامه های دیداری و غیر شنیداری شما را به دیدن یک تصویر هچل هفت از رشد علمی کشور مهمان می نمایم. به امید ایستادن ایران برقله های علمی جهان و سهیم کردن عالم از علمی مقدس و پاک و در خدمت حاشیه نشینان.
   وثیق-  vasiq- vasigh- رشد علمی کشور-

 

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |

این بند ذندیق آهنگ سال نوی ما را نواختند و ما را محول الحول کردند احوالنا. هر کدام از برادران خواستند ایمیل دهاند تا برای آنان فرستاناد.

تهران و بلوار کشاورز انگار نه انگار تهران است . امروز ساعت ۴ زدم به بلوار. هیچیم نشد. تهران خلوت بود انگار که دماوند تهدیدی کرده باشه و تهرانیان را به فرار محکوم.

                  vasiq-procolharum-vasiq-vasigh-DVDcover

+ نوشته شده در ساعت توسط behzad vasiq |